فصل 1

ارز

تعریف بانکداری بین المللی

از بانکداری خارجی (Foreign banking) در مواردی تحت عنوان بانکداری بین المللی دو (International banking) نیز نام برده می شود.

بانکداری بین المللی یا خارجی شامل آن بخش از عملیات هر بانک می شود که بانک در بازار مالی با ارز انجام می دهد. به عبارت دیگر عملیات ارزی (Foreign exchange operations) یک بانک موضوع بانکداری بین المللی یا خارجی را تشکیل می دهد.

عملیاتی که هر بانک انجام می دهد به یکی از دو بخش عملیات بانکداری داخلی و عملیات بانکداری بین المللی قابل تقسیم هستند. موضوع بانکداری داخلی، کلیه عملیاتی است که بانک به پول داخلی یا ملی (Local currency)  or(Home currency) انجام می دهد و موضوع بانکداری بین المللی، عملیاتی است که بانک با پول خارجی یا ارز (Foreign currency) انجام می دهد.

عملیات ارزی یعنی آن بخش از فعالیت های روزانه بانک تجاری (Commercial Bk.) که با ارز انجام می شود. شامل خرید و فروش ارز، افتتاح حساب های بانکی به ارز (انواع حساب ها از نظر مدت)، نقل و انتقالات ارزی، عملیات مربوط به اعتبارات اسنادی، وصولی ها، ضمانت نامه ها، اوراق قرضه (Bonds)، Finance ،  Refinance ، وام ها (Loans) ، چک های مسافرتی و ...

عملیات ارزی شامل معاملات ارز غیر بازرگانی و ارز بازرگانی خواهد بود.

عملیات ارز غیر بازرگانی در بانکداری بین الملل یک و ارز بازرگانی در بین الملل 2 تدریس می شود.

ـ برا ی انجام عملیات بانکداری بین المللی داشتن شعبه یا دفتر نمایندگی یا باجه ... در خارج از کشور ضرورت ندارد، لیکن داشتن روابط کارگزاری با بانک های خارجی اجتناب ناپذیر است. ارتباط کارگزاری با بانک ها در ستاد (اداره خارجه، بین الملل) بانک ها انجام می شود.

روابط کارگزاری عبارت از روابط بانکی که بین دو بانک واقع در کشورهای مختلف برقرار  می شود و شامل حسابهای بین بانکی (Inter bank accounts) ، برقراری [1]Swift و ...

عملیات ارز بازرگانی چون با ریسک (Risk) بیشتری همراه می باشد و نیاز به تخصص بیشتری دارد برای بانک درآمد بیشتری نیز دارد. در مقابل عملیات ارز غیر بازرگانی درآمد کم تری برای بانک دارد، و از این گذشته حجم این گونه عملیات (از لحاظ ارزش) در مقایسه با حجم عملیات ارز بازرگانی به مراتب در بازار جهانی ارز محدود تر می باشد.

تعریف ارز و نرخ ارز

ارز یعنی ارزش، بهاء قیمت، نرخ و سندهای تجاری که ارزش آنها به پول بیگانه معین شده باشد. (فرهنگ فارسی نوشته دکتر محمد معین ). ارز (Foreign currency) یا F. Exchange که به اختصار به صورت FX نیز نشان داده می شود به پول های رایج خارجی اطلاق می شود.

یعنی در هر کشور به پول رایج آن  پول محلی Local currency یا  به طور خلاصه پول و به پول رایج سایر کشورهای جهان ارز گفته می شود. بدین ترتیب اشکال ارز همان اشکال پول است، یعنی ارز فقط به اسکناس و مسکوک سایر کشورهای جهان محدود نشده بلکه شامل مانده حساب جاری به ارز که قابل برداشت و نقل و انتقال به وسیله چک یا حواله می باشد نیز می شود.

نرخ ارز : Exchange Rate

نرخ ارز تنها یک عدد می باشد و یا به عبارت دیگر نرخ ارزها در هر کشور قیمت واحد پول سایر کشورها که همان ارز می باشند برحسب پول ملی را نشان می دهند. یعنی مثلاً برای خرید یک واحد GBP یا EUR چقدر ریال باید پرداخت نمود. مثل خرید یک دستگاه تلویزیون و یا یک لیتر شیر چند ریال پرداخت می شود.

ـ نرخ ارز عددی است که قیمت واحد پول کشوری بر حسب واحدها (کسر واحد) پول کشور دیگر در یک زمان مشخص را نشان می دهد. با نرخ ارز یا نرخ تبدیل پول، پول کشورها به یکدیگر قابل تبدیل و معاملات ارزی شکل می گیرند.

Variable or offered currency

Known currency

در معاملات ارزی دو واحد پول دو کشور مداخله دارند، به یکی از دو پول مذکور ارز پایه

OR

OR

Unknown currency

Base currency

                     و به دیگری پول یا ارز غیر پایه یا متغیر

گفته می شود.

ارزهای قابل تبدیل (Convertible currencies)

برای این که پولی در بازار بین المللی قابل معامله تلقی شود باید دارای 2 شرط اساسی باشد:

شرط اول: قابلیت استفاده از آن پول در خارج از مرزهای کشور ناشر. مثل GBP

شرط دوم: پول مزبور به عنوان ارز ذخیره (Reserve currency)توسط بانک مرکزی و تجاری سایر کشورها نگهداری شود.

قابلیت تبدیل پول یک کشور به پول سایر کشورها

الف ـ قابلیت تبدیل کامل Full convertibility

خرید و فروش برای کلیه اهداف، خروج کالا، خدمات،عملیات بورس بازی و پرداخت بدهی به خارج، قرض دادن به هر میزان آزاد و احتیاجی به مجوز از مقامات پولی ندارد.

مثل ین ژاپن (JPY) ، فرانک سوئیس (CHF) و یورو (EUR)

ب ـ قابلیت تبدیل محدود «Limited convertibility»

خرید و فروش ارز در مقابل پول ملی برای بعضی از امور مجاز و برای سایر موارد ممنوع است.

و یا این که مبالغ محدودی امکان پذیر می باشد و نیازی به کسب مجوز تا سقف تعیین شده  نمی باشد مثل (روپیه هندوستان، کرون نروژ)

ج ـ ارزهای غیر قابل تبدیل Inconvertible currency

پول اکثر کشورها، به دلیل کمبود شدید منابع ارزی (درآمدها) تحت نظارت مقامات پولی قرار می گیرد. هزینه های ارزی را اولویت بندی می نمایند. لذا این گروه از پول ها غیر قابل تبدیل (غیر قابل معامله می باشند.)


تقسیم ارزهای جهان به معتبر و ضعیف

ارزهای جهان را می توان بر پایه و معیارهای متعدد به صور مختلف تقسیم و جدول بندی نمود. یکی از این تقسیم بندی ها تفکیک آن ها در 2 گروه ارزهای معتبر (Hard currency) و ارزهای دیگر یا ارزهای ضعیف (Soft = weak currency) می باشد. ارزهای معتبر واحد پول های قابل تبدیل (Convertible currency) هستند که از ثبات برخوردار بوده و مورد تقاضا میباشند.

ـ نرخ خـرید و فـروش ارز در شبـکه بانکی کشـور در ردیف ارزهـای معتبـر قرار می گیرد. (نرخ های روزانه بانکها).

ـ ارزهای معتبر را می توان به 2 گروه ارزهای کلیدی key currency و سایر ارزهای معتبر تفکیک نمود. از ارزهای کلیدی تحت عنوان ارزهای جهان روا نیز نام برده می شود.

ارزهای جهان روا شامل GBP ، EUR ، JPY ، CHF و  USD می باشد، چون قابلیت تبدیل کامل دارند و تقریباً تمامی معاملات ارزی در بازار جهانی ارز به وسیله آن ها صورت پذیرفته و تشکیل دهنده ذخایر ارزی کشورهای جهان نیز می باشند.

میانگین موزون چهار ارز جهان روا یعنی USD ، GBP ، EUR و JPY  واحد پول IMF یعنی SDR را تشکیل می دهند.

حق برداشت مخصوص Special drawing right = SDR

SDR یک واحد پول بین المللی است که در اواخر سال 1960 به وسیله صندوق بین المللی پول IMF = International monetary fund ایجاد شد، هدف اولیه از ایجاد آن افزایش نقدینگی بین المللی بود. ولی بعداً به عنوان یک واحد محاسبه مورد استفاده قرار گرفت. ایجاد و معرفی حق برداشت مخصوص ناشی از لغو محدودیت ها و کنترل های ارزی تحت نظارت IMF (در اجرای سیستم پولی برتون و ودز) بوده است.

با رشد حجم تجارت جهانی از طرفی و عرضه محدود طلا، این محدودیت جوابگوی این حجم از مبادلات نبوده،  لذا IMF برای رفع این مشکل پس از سالها مطالعه و تحقیق SDR را به عنوان یک ذخیره قانونی علاوه بر طلا و دلار معرفی نموده تا کمبود نقدینگی جبران شود.

روش های (نظام) تعیین نرخ ارز

1ـ نظام نرخ ثابت ارز یا نرخ واحد ارز (Fixed exchange rate system)

در این روش یک نرخ رسمی ثابت برای پول ملی در مقابل ارزها اعلام و مورد حمایت قرار          می گیرد. در این نظام ثبات و اعتماد بالایی در مبادلات به وجود می آید. پذیرش و به کار بردن این روش زمانی امکان پذیر است که ذخایر ارزی و طلای کشور خوب و قابل ملاحظه باشد و وضع اقتصاد آن چنان باشد که ارزها را به وسیله انگیزه های اقتصادی جذب کند.

همان گونه که ملاحظه می شود نرخ ارز ثابت همراه با کنترل دولت می باشد. نرخ ارز ثابت همراه با کنترل دولت به دو صورت خواهد بود. در یک شکل دولت کنترل کامل بازار را در دست  می گیرد و نظام آزاد مبادلات ارزی وجود نخواهد داشت و پول کشور غیرقابل تبدیل (Inconvertible) خواهد شد. در شکل دوم دولت از سیاست تثبیت نرخ ارز پیروی، اما ورود و خروج ارز آزاد می باشد، در این صورت پول کشور قابل تبدیل (Convertible) خواهد بود.

الف ـ نرخ ثابت ارز و پول کشور غیرقابل تبدیل

در این وضعیت دولت بازار آزاد ارز را بر چیده و انحصار کامل بازار ارز را در دست می گیرد. مانند کوبا و کره شمالی. نرخ ارز توسط دولت تعیین و به بازار دیکته می شود. در این صورت دولت خریدار و فروشنده ارز و لذا تعیین کننده نرخ ارز نیز می باشد. دولت نرخ ارز را غالباً بر اساس ملاحظات سیاسی و اجتماعی تعیین می نماید. به طور کلی کشورهایی که با کمبود مداوم ارز و کسری پیوسته تراز پرداخت ها مواجه می شوند به عمر نظام ارز آزاد پایان می دهند و دولت کنترل کامل بازار را در دست می گیرد تا عرضه محدود ارز بر اساس اولویت هایی به مصارف زیاد تخصیص یابد. برای مثال ایران بعد از انقلاب اسلامی سیاست کنترل ورود و خروج ارز و تعیین نرخ مستقیم ارز را اتخاذ و اجرا کرد که تا تاریخ 1/1/1381 ادامه داشت.

ـ در نظام ارزی که دولت انحصار کامل بازار ارز را در دست می گیرد، نرخ های مختلف برابری وجود خواهد داشت (Multi Rate). و در کنار آن بازار سیاه یا سایه به دلیل این که محدودیت، عامل افزایش تقاضای ارز و سرازیر شدن مابه التفاوت تقاضا به بازار و در نتیجه نرخ بازار سایه همیشه از نرخ های رسمی Nominal rate در سطح بالاتری قرار می گیرد.

ب ـ نرخ ارز ثابت و پول کشور قابل تبدیل:

در این روش دولت در بازار مداخله می نماید تا نرخ ارز را در محدوده ی مشخصی تثبیت نماید. اما در عین حال پول کشور قابل تبدیل می باشد. ورود و خروج ارز آزاد، یعنی بازار آزاد ارز فعال می باشد. در این روش بانک مرکزی با تضعیف رسمی ارزش پول (Devaluation) و یا تقویت پول (Revaluation) نرخ را در سطح مورد انتظار حفظ می نمایند. برای جلوگیری از انحراف و اعاده اوضاع عادی به بازار ارز، بانک مرکزی کشور مربوطه از منابع ارزی ذیل استفاده می نماید:

1ـ برداشت از ذخایر ارزی

2ـ فروش طلا

3ـ استفاده از منابع صندوق بین الملل پول

4ـ استقراض از بازار جهانی ارز

5ـ دریافت کمک بلاعوض از خارج

در حال حاضر عربستان سعودی، کویت، بحرین، عمان و امارات متحده عربی از این نظام استفاده می نمایند.

2ـ نرخ ارز شناور Floating exchange Rate system

ـ در این نظام، دولت و بانک مرکزی در بازار ارز برای تعیین نرخ ارز دخالت نمی کنند و نرخ ارز مانند قیمت کالاها بر اساس شرایط بازار یعنی عرضه و تقاضای بازار تعیین می شود. قیمت هر کالایی با توجه به شرایط و ساختار بازار آن کالا تعیین می شود. حال باید بررسی و تعیین کرد که بازار ارز چگونه بازاری می باشد؟ بازار ارز، بازار رقابت کامل است. زیرا شرایط لازم و کافی در این بازار برای رقابت کامل بودن وجود دارد. به نظر ژان مارشال برای سیال بودن عرضه و تقاضای کالا شرایط زیر لازم می باشد:

ـ شرط اول آزادی خریداران و فروشندگان در تعیین قیمت کالا.

ـ شرط دوم اطلاع خریداران و فروشندگان از بازار و داشتن تماس آزاد با یکدیگر

ـ شرط سوم خریداران و فروشندگان هر مقدار کالایی که می خواهند بخرند یا بفروشند آزاد باشند.

ـ شرط چهارم یکسان و همگن بودن کالای مورد معامله

در شرایط بازار رقابت کامل یک قیمت واحد و مشخص برای کالا تعیین می شود. هیچ فروشنده ای حاضر نیست زیر قیمت مشخص و معین بازار بفروشد و هیچ خریداری نیز حاضر نخواهد شد تا کالا را به قیمتی بالاتر از قیمت تعیین شده خریداری نماید. قیمت در بازار رقابت کامل محل تلاقی و تقاطع عرضه و تقاضا خواهد بود.

در بازار رقابت کامل ارز نرخ ارز در محل تلاقی عرضه و تقاضای ارز تعیین می گردد. به نرخ ارزی که به این ترتیب تعیین می شود، نرخ ارز شناور گفته می شود. در نظام آزاد ارز اگر دولت هیچ گونه مداخله ای در خصوص تعیین نرخ ارز ننماید به آن (Clean floating) یعنی شناور خالص گفته می شود.

چنانچـه دولت در بازار ارز از طریق دست کـاری نرخ بهـره مداخله نمـاید به آن شناور ناقص می گویند. (Dirty floating)

امروزه در اکثر کشورهای جهان یعنی آمریکا، منطقه یورو، بریتانیا، غنا، نیجریه، فیلیپین، روسیه و ژاپن نرخ ارز به روش شناور تعیین می شود.


ـ مقایسه نظام های نرخ ثابت ارز با نرخ شناور ارز

نظام ثابت نرخ ارز در مقایسه با نظام شناور نرخ ارز، از این امتیاز مهم برخوردار می باشد که به دلیل تثبیت برابری ارزها و درنتیجه ریسک کمتر، موجبات ثبات بازرگانی خارجی را فراهم می آورد. در مقابل در نظام شناور نرخ ارز، انجام بازرگانی خارجی و سرمایه گذاری های به ویژه بلندمدت به علت نوسانات نرخ ارز با ریسک به مراتب بیشتری همراه بوده و صادرکنندگان و واردکنندگان و سرمایه گذاران همواره با خطر تغییر ارزش پول مواجه هستند. نظام شناور نرخ ارز در مقایسه با نظام ثابت نرخ ارز موجب می شود تا اولاً کشورها از لحاظ اقتصادی مستقل تر باشند و ثانیاً لزومی به حفظ و نگهداری ذخایر ارزی نمی باشد.

نظام شناور نرخ ارز همواره در معرض خطر عملیات بورس بازی است. در واقع اکثراً نرخ ارز در کشورهایی که این نظام ارزی را انتخاب نموده اند، نه به واسطه عدم تعادل در بازرگانی خارجی تغییر کرده، بلکه بیشتر مواقع  به خاطر عملیات بورس بازی انجام پذیرفته است. این از جمله نقاط ضعف این نظام نرخ ارز می باشد. همین امر موجب حفظ و نگهداری ذخایر ارز می باشد.

روش های اعلام نرخ ارز

ـ نرخ ارز به یکی از چهار شکل زیر توسط بانک ها و یا صرافی ها در بازار جهانی ارز برای انجام معاملات اعلام می شود:


الف) روش مستقیم Direct Quotation

در این روش اعلام نرخ ارز که بیشتر بانک ها و صرافی از آن پیروی می نمایند، واحد ارز ثابت و پول محلی (Local currency) تغییر می کند. در واقع ارزها به مثابه واحد کالاها باید تلقی شوند که نرخ ارز مبین قیمت آنها می باشد. برای مثال: (در تاریخ 25/3/1387)

فروش (ريال)                                خرید (ريال)                               نوع ارز

9290                                                    9280                                        USD

12660                                      12600                                      EUR

7710                                        7690                                        CHF

ب ـ روش غیر مستقیم Indirect Quotation

در این روش که در کشورهای انگلستان، هندوستان و نیوزلند از آن استفاده می شود قیمت یا نرخ واحد پول این کشورها بر حسب پول سایر کشورها (ارز) اعلام می شود . بدین ترتیب پوند پول پایه و سایر ارزها، پول یا ارز غیر پایه یا متغیر خواهند بود.

GBP = EUR        1.4776           1.4780

GBP = JPY          248.54            248.60

GBP = USD         2.0313            2.0315

GBP = CHF          2.4331            2.4336


ج ـ روش دلار پایه (USD Base Quotation)

در این روش اعلام نرخ ارز، نرخ تبدیل یا برابری یک واحد ارز برحسب ارز دیگر اعلام می شود. در واقع این روش را می توان تصور نمود که روش غیرمستقیم است با این تفاوت که ارز پایه دلار آمریکا می باشد این روش حاکی از اهمیت و وزن دلار آمریکا در بازار جهانی ارز می باشد.

USD = GBP        0.4922           0.4925

USD = JPY          122.51          122.55

USD = EUR         0.7246          0.7251

USD = CHF          1.2025          1.2030

دـ روش (نرخ ) متقابل یا متقاطع (Cross Quotation)

در این روش اعلام نرخ ارز، نرخ تبدیل یا برابری یک واحد ارز بر حسب ارز دیگر اعلام              می شود . در واقع ارز پایه ثابت نمی باشد.این روش اعلام نرخ ارز بیشتر توسط دلال ها و سوداگرهای ارز کاربرد دارد.

در واقع (Cross Rate) نرخ برابری 2 ارز غیر دلاری است که از برابری هر یک از آنها نسبت به دلار حاصل می شود. مثال:                                              USD/CHF            1.4850                1.4858

                                                      USD/JPY            104.22                  104.28

   = 70.14

104.22

Bid ارز ناشناخته

                                                      CHF/JPY              70.14                    70.22

                                                      

1.4858

offer ارز شناخته شده

Bid rate =                             =   

Offer ارز ناشناخته

104.28

 


1.4850

bid ارز شناخته شده

offer rate =                             =                   = 70.22  

از دو رابطـه فوق برای محـاسبه نرخ متقـابل در شرایطی که ارز پایه دلار آمریکا باشد استفاده می شود.

فصل 2

بازار ارز

1-2- بازار چیست؟

بازار ارز (Foreign exchange Market) یا به اختصار (Forex) بازاری است که در آن عرضه کنندگان و تقاضا کنندگان ارز به معاملات ارزی می پردازند.

بازار ارز را نباید محل مشخصی دانست؛ بلکه آن را باید در حکم مکانیسمی دانست که عرضه کنندگان و تقاضا کنندگان ارز را برای انجام معاملات ارزی به یکدیگر نزدیک می نماید.

در واقع هر جا که خرید و فروش ارز انجام می شود، جزئی از بازار جهانی ارز می باشد.

در بازارهای جهان ارز عمده معاملات بر روی ارزهای کلیدی یا جهان روا                              (Key currencies) صورت می پذیرد. بازار جهانی ارز، بازاری 24 ساعته می باشد (به دلیل اختـلاف ساعـت نیـم کـره شـرقی و غـربی) بـازار جهـانی ارز به مـرکـزیت لنـدن انجـام می شـود. لنـدن قلـب مـالی بـازار جهـانی است. و حـدوداً یک چهـارم معـاملات ارزی را به خـود اختصاص داده است. حجـم روزانـه معــــاملات ارزی در بـازار جهــانی ارز توسـط بانــک بیــن الملــلی تـســویــه (International bank for settlement) حـــدود 2 تـــریــلیـــون دلار آمــــریــکــا (Usd 2/000/000/000/000) برآورد شده است.

وظیفه و کار اصلی بازار ارز انجام تبدیل های ارزی و انتقال قدرت خرید از کشوری به کشور دیگر می باشد. عرضه کنندگان ارز به بازار ارز عبارتند از صادرکنندگان کالاها و خدمات مانند شرکت های حمل و نقل دریایی، هوایی، زمینی، سفارت خانه ها، جهانگردان و سوداگران ارز و در مقابل تقاضا کنندگان ارز شامل واردکنندگان کالاها و خدمات، بیماران، دانشجویان، جهانگردان و سوداگران ارز می باشند.

اعضای بازار ارز عبارتند از بانک ها، صرافی ها، شرکت ها، نمایندگی ها، دلال ها، تجار و سوداگران ارز که وسیله سیستم های ارتباطی بسیار سریع (Swift) با یکدیگر تماس برقرار و نسبت به معاملات ارزی اقدام می نمایند. زمانی که از بازار ارز به خصوصی صحبت می شود، مثل بازار دلار منظور کلیه مکان هایی خواهد بود که دلار را معامله می نمایند.

2-2- معاملات در  بازار جهانی ارز

الف ـ بازارهای نقدی (معاملات نقدی) (Spot transactions) Spot markets

ب ـ بازارهای سلف (معاملات سلف) (FWD Transactions) Forward Markets

ج ـ بازارهای آتی (معاملات آتی) (Future Transactions) Future Markets

د ـ بازارهای اختیاری (معاملات اختیاری) (Option Transactions) option markets

الف ـ معاملات بازار نقدی

معاملات نقدی در بازارهای ارزی به معاملاتی اطلاق می شود که سررسید تسویه آنها            (value date) 2 روز کاری بعد از انجام معامله (Deal Date) باشد. معاملاتی که روز دوشنبه انجام می شوند، روز چهارشنبه به حساب ها واریز می شوند و به همین ترتیب به شرط این که بازارهای مورد نظر روزهای شنبه و یکشنبه تعطیل باشند.

در بازارهای تبدیل نقدی (Spot)، در هر روز کاری یک یا دوبار نرخ ارزها نسبت به یکدیگر ثابت( Fix ) می شوند و این عمل را Fixing یا ثابت نمودن نرخ ها می نامند. در بازار لندن نمایندگان بانک های معتبر در سالن بورس لندن در ساعت 10:45 و 14:45 با سفارشاتی که در دست دارند حاضر و عمل (Fixing) انجام می شود.

Fixing نرخی است که در آن نرخ کلیه عرضه و تقاضاهای خرید و فروش یک ارز در مقابل ارز دیگر، بین شرکت کنندگان مورد توافق قرار گرفته و با آن نرخ مبادلات انجام می شود.

در بازارهای بین المللی ارز زمانی که یک متقاضی انجام معامله به یک اعلام کننده نرخ مراجعه می نماید، اعلام کننده نرخ به شرط عدم منع معامله (وجود خط اعتباری) با متقاضی، به طور معمول قصد متقاضی را جویا نشده و نرخ هایش را هم زمان و دو طرقه اعلام می نماید.

Offer Rate

 

 

 

Bid rate

 

 

 

مثال: اگر یک متقاضی در بازارهای تبدیل نقدی، تقاضای نرخ برابری نقدی (Spot) دلار آمریکا/ فرانک سوئیس را بنماید، اعلام کننده نرخ، هم زمان نرخ های خرید و فروش دلار آمریکا در مقابل فرانک سوئیس را به متقاضی به شکل زیر اعلام می نماید:

USD/CHF                   spot               1.5282                 1.5292            

 

اعلام کننده نرخ در Bid rate (نرخ سمت چپ) خریدار دلار آمریکا و فروشنده فرانک سوئیس است.

در Offer rate یا ask rate ، اعلام کننده نرخ فروشنده دلار آمریکا و خریدار فرانک سوئیس است. در نرخ Bid، خریدار دلار آمریکا در مقابل فرانک سوئیس می باشد و برای هر دلار 1.5282 فرانک سوئیس می پردازد. در Offer rate، فروشنده دلار آمریکا در مقابل فرانک سوئیس می باشد و در مقابل دریافت 1.5292 فرانک سوئیس یک دلار می پردازد.

به ارز سمت چپ ممیز (یعنی دلار)، ارز شناخته شده یا ارز پایه و ارز سمت راست، ارز ناشناخته نامیده می شود.

ارز شناخته نشده Unknown currency         ارز پایه یا شناخته شده Known currency or Base currency

فاصله بین نرخ خرید (Bid rate) و نرخ فروش (Offer rate) سود و ریسک اعلام کننده نرخ در این گونه معاملات را پوشش می دهد.

معمولاً در هنگام اعلام نرخ فرض بر این است که طرفین معامله از کم و کیف نرخ بازار آگاه و رقم اصلی (Big figure) در مثال بالا (1.52) را می دانند، لذا اعلام کننده نرخ، نرخ نقدی را به شکل زیر اعلام می نماید: USD/CHF         Spot         82/92                                  

فاصله بین نرخ خرید و فروش را حاشیه سود (Spread) می گویند. در مثال فوق حاشیه سود

Spread = 1.5292 – 1.5282 = 0.0010                                                  

هر یک ده هزارم را یک پوینت (Point) یا پیپ (Pip) می نامند، در مثال فوق فاصله بین نرخ خرید و فروش 10 (Point) می باشد. البته در مورد (JPY) چون یک صد ین را اعلام می نمایند، هر Point یک صدم ین خواهد بود.

میانگین ساده حسابی نرخ خرید و فروش ارز را نرخ متوسط (Mid rate) می نامند و توسط اکثر اشخاص ملاحظه می شود که برای ارز، یک نرخ اعلام می گردد که در واقع مقصود همین نرخ متوسط است.

ب ـ بازارهای سلف ارز(معاملات سلف)

Forward Transactions) Forward markets)

معاملات سلف از نرخ های بازار نقدی (Spot) مشق می شوند.

در بازارهای بین المللی ارز، معاملاتی را که سررسید تسویه (Value date) آن ها بیش از 2روز کاری و حداکثر تا یک سال پس از تاریخ معامله  باشد، معاملات سلف می گویند.

در بازار سلف ارز و در سیستم های خبری برای دوره های یک هفته، یک ماهه، دو ماهه، سه ماهه، شش ماهه، نه ماهه و حداکثر یک ساله برای ارزهای کلیدی اعلام نرخ می شود.

در زمان انعقاد قرارداد یک سلف طرفین معامله در موارد زیر باید توافق نمایند:

ـ دو نوع ارز مورد معامله ـ سررسید (زمان مشخص در آینده) ـ نرخ برابری آتی دو ارز ـ میزان ارز مورد معامله.

ـ پس از انجام معامله ی سلف ابطال آن امکان پذیر نبوده، لیکن می توان آن را با یک معامله معکوس قبل از سررسید با سود و یا زیان بست.

ـ نرخ های بازار سلف رابطه مستقیم با نرخ بازار نقدی (Spot) داشته و امکان ندارد نرخ های بازار سلف را جدا از بازار نقدی فرض نمود، زیرا نرخ نقدی پایه و اساس محاسبه نرخ سلف در سررسید (Outright) می باشد.

ـ تفاوت نرخ های بازار نقدی و بازار سلف به صورت ( Point ) نمایش داده می شود. در معاملات سلف معمولاً زمانی که نرخ برابری سلف دو ارز سوال می شود، نرخ نقدی و تفاوت نرخ سلف با نرخ نقدی به نام حاشیه سلف (FWD margin ) اعلام می شود. نرخ نقدی با تغییرات            لحظه ای بازار تغییر، ولی تغییرات حاشیه سلف کمتر می باشد.

ـ برای محـاسبه نرخ هـای سلـف، حاشیـه سلف را که به صـورت (Point) اعـلام می شـود را به نرخ هـای نقـدی افـزوده و یا از آن کسـر می نمـاینـد. بنـابرایـن نـرخ هـای سلـف بـزرگ تـر (در فـزونی At premium) و یا کوچک تر (در کسری At discount) نسبت به نرخ های نقدی خواهد بود.

Offer

Bid

نحوه محاسبه نرخ سلف ارز در سررسید

مثال اول:  USD/CHF             Spot           1.5570 - 75                              

                                                       3 Months FWD Margin                  40 - 30

با توجه به اطلاعات دریافت شده از اعلام کننده نرخ (Price Maker)، نحوه محاسبه نرخ سلف به سررسید 3 ماه به شرح زیر می باشد:


                                             (1) Outright bid = Spot bid – FWD Margin bid

      Outright bid =   1.5570 – 0.0040 = 1.5530

(2) Outright offer = Spot offer – FWD Margin offer

      Outright offer =   1.5575 – 0.0030 = 1.5545

در نتیجه نرخ سلف ارز در سررسید سه ماه برای ارزهای دلار آمریکا و  فرانک سوئیس به شرح زیر خواهد بود. Outright (FWD) 3months USD/CHF       1.5530____ 45

مثال دوم:

Offer

Bid

نرخ نقدی یورو/ دلار آمریکا و حاشیه سلف آنها به شرح زیر به شما اعلام شده است:

EUR/USD            Spot                 1.0520 – 26

?

?

3months fwd margin                         50 – 55     

با توجه به اطلاعات دریافت شده از سازنده نرخ، برابری دو ارز فوق به سررسید سه ماه به شرح زیر محاسبه می شود:

(1) Outright bid = Spot bid + fwd margin bid

      Outright bid = 1.0520    + 0.0050         = 1.0570

(2) Outright offer = Spot offer + fwd margin offer

      Outright offer = 1.0526      + 0.0055      = 1.0581

با توجه به رابطه های فوق نرخ سلف سه ماهه یورو در مقابل دلار آمریکا به شرح زیر خواهد بود.    Outright   EUR/USD   for 3 months               1.0570          1.0581      

قاعده کلی الف ـ اگر حاشیه سلف به صورت کسری(discount)باشد، یعنی                           fwd margin bid  بزرگ تر از fwd margin offer باشد، برای محاسبه نرخ سلف، حاشیه (fwd margin) را از نرخ نقدی (Spot) کسر می نمایند.

ب ـ اگر حاشیه سلف در فزونی (At Premium) و یا به عبارتی fwd margin bid کوچک تر از fwd margin offer باشد، برای محاسبه نرخ سلف، حاشیه سلف را به نرخ نقدی اضافه می نمایند. به این دلیل اگر چه علامت مثبت و یا منفی در مقابل حاشیه سلف (در مثال های فوق) وجود ندارد، در محاسبه نرخ های سلف دلار آمریکا/ فرانک سوئیس حاشیه سلف را از نرخ های نقدی کسر و در برابری یورو/ دلار حاشیه با نرخ های نقدی جمع می شود.

نحوه محاسبه حاشیه سلف

مدت سلف × (نرخ bid  سپرده ارز ناشناخته – نرخ offer سپرده ارز شناخته شده) Spot bid

برای محاسبه حاشیه سلف لازم است نرخ های نقدی ارزهای مورد نظر و نیز نرخ های بهره سپرده سالانه آنها توسط سازنده نرخ اعلام و متقاضی انجام سلف با توجه به مدت سلف و براساس رابطه های زیر نسبت به محاسبه حاشیه اقدام نماید:

(مدت سلف × نرخ offer سپرده ارز شناخته شده) 100+× 360

(1)Bid fwd margin =                                                                                 

مدت سلف × (نرخ offer سپرده ارز ناشناخته – نرخ Bid سپرده ارز شناخته شده) Spot offer

 


(مدت سلف × نرخ bid سپرده ارز شناخته شده) 100+× 360

(2)Offer fwd margin =                                                                               

Bid

Offer

 


مثال:  USD/CHF           spot        1.5520 – 30                                               

(مدت سلف را 93 روز در نظر بگیرید) 3months USD deposit rate 6.250 – 6.375

3months CHF deposit rate 1.620 – 1.750                                                   

93 × (6.375 – 1.625) 1.5520

 


(93 × 6.375) 100)+× (360

 fwd margin bid =                                     = 0.0187                                     

93 × (1.750 – 6.250) 1.5530

 


(93 × 6.250) 100)+× (360

 fwd margin offer =                                   = 0.0178                                  

 

با محاسبه حاشیه سلف و با در نظر گرفتن این موضوع که پایه و اساس معاملات سلف، نرخ های نقدی می باشد: USD/CHF            Spot                1.5520 - 30                      

              (Discount) 3 months fwd margin                      187-178             

Outright 3 months USD/CHF                 1.5333-52                                      

اگر به نرخ های بهره دو ارز دلار آمریکا و فرانک سوئیس در مثال فوق توجه فرمائید، نرخ بهره دلار آمریکا (نرخ متوسط بهره 6.3125 درصد) بیشتر از نرخ بهره فرانک سوئیس (نرخ بهره متوسط (1.6875) درصد ) می باشد.

دلار آمریکا در معامله سلف نسبت به فرانک سوئیس در کسری (discount) و فرانک سوئیس در فزونی (Premium) می باشد، بنابراین می توان گفت:

ـ ارزی که دارای نرخ بهره بیشتر باشد در معاملات سلف نسبت به معاملات نقدی در کسری (discount) می باشد.

ـ ارزی که دارای نرخ بهره کمتر باشد، در معاملات سلف نسبت به معامله نقدی در فزونی (Premium) می باشد.

ج ـ بازارهای آتی (معاملات آتی)      Future Markets

معاملات آتی از این نقطه نظر که سررسید آن ها بیش از 2 روز کاری است، همانند معاملات بازار سلف است با این تفاوت که برای مبالغ استاندارد شده و سررسیدهای مشخص قابل انجام است.

این معاملات 4 بار در سال در ماه های سوم، ششم، نهم و دوازدهم سررسید می شوند.

معاملات آتی در مقایسه با معاملات سلف عمدتاً شامل ارزهای جهان روا و به سررسید حداکثر یک سال می شوند. تفاوت دیگر این دو نوع معامله ارزی مدت دار (به سررسید بیش از 2 روز کاری)، در این است که در معاملات بازار سلف با توجه به اعتبار مشتری تا سررسید هیچ گونه پرداختی انجام نمی شود، در حالی که در معاملات آتی معامله گران باید مبلغی را تحت عنوان حاشیه ثابت             (Initial margin) بپردازند.

علاوه بر حاشیه ثابت از آنجا که ارزش هر قرارداد آتی بر اثر نوسانات نرخ دست خوش نوسان می شود، مبلغی تحت عنوان حاشیه اختلاف (Variation margin) نیز می باید نزد اتاق پایاپای سپرده شود.

تسویه معاملات بازار آتی در سررسید توسط اتاق پایاپای (بورس) انجام می شود.

اگر نوسانات نرخ ارز به نفع مشتری باشد به بستانکار او برده می شود.


د ـ بازار های اختیاری ارز(معاملات اختیاری)

Option transactions)Option markets)

یک معامله اختیاری اعطای یک حق به خریدار معامله بدون هیچ گونه تعهدی برای او جهت خرید یا فروش مورد معامله در یک نرخ مشخص در تاریخ و یا تا تاریخ توافق شده ای در آینده         می باشد. در مقابل فروشنده یک معامله اختیاری در مقابل وجهی که دریافت داشته است . متعهد به انجام معامله با شرایط توافق شده در صورت مراجعه خریداری می باشد.

خریدار یک معامله اختیاری ارز (Buyer) ، حق خرید (Call option) و یا حق فروش(Put option) یک ارز در یک نرخ مشخص در یک تاریخ مشخص در نوع اروپایی معاملات اختیاری (European style option) و یا طی یک دوره مشخص تا سررسید در نوع آمریکایی (American Style) را دارد. فروشنده یک معامله اختیاری (Writer) در مقابل خریدار متعهد به انجام معامله با شرایط توافق شده در صورت مراجعه خریدار می باشد.

معاملات اختیاری ارز این اجازه را به خریدار می دهد که ضمن داشتن پوشش نوسانات نرخ ارز، از تحولات نرخ ارز در بازار چنان چه در جهت منافع او باشد، از انجام معامله اختیاری صرفنظر و سود ببرد. در واقع در بازار اختیاری ارز، خریدار با پرداخت مبلغی تحت عنوان هزینه معامله اختیاری (Option Premium) ریسک و نوسانات نرخ ارز را کنترل و با توجه به شرایط بازار اقدام می نماید.

یک معامله اختیاری را می توان همانند یک معامله سلف فرض نمود با این تفاوت که در سلف خریدار و فروشنده هر دو موظف به اجرای قرارداد می باشند. ولی در معامله اختیاری خریدار حق مراجعه بدون هیچ گونه تعهد جهت اجرای قرارداد را دارد. فروشنده متعهد است در صورت مراجعه خریدار تعهد خود را انجام دهد.

3ـ2ـ خرید  وفروش ارز در بازار

دلال ها و سوداگرها به شکل های مختلف اقدام به خرید و فروش ارز می نمایند.

الف ـ آربیتراژ ارز (Arbitrage)

آربیتراژ یعنی خرید ارز از بازاری که ارزان تر است و فروش همان ارز در همان زمان در بازاری که گران تر است. دلال ها با عمل (Arbitrage) نرخ ارز را در مکان های مختلف یکسان می نمایند.

آربیتراژ تا زمانی سودآور است که تفاوت مکانی نرخ ارز از هزینه نقل و انتقال ارز بیشتر باشد.

برای مثال چنان چه ارز به صورت نقدی در لندن و سنگاپور به صورت زیر و در تاریخ مشخصی اعلام شده باشد: GBP = USD     1.9818 – 1.9823                                         لندن

                                                             GBP = USD      1.9320 – 1.9325 سنگاپور

به ترتیبی که ملاحظه می شود، مثلاً در ساعت ده صبح اول ماه می 2007 پوند استرلینگ در لندن نسبت به بازار سنگاپور در مقایسه با دلار گرانتر می باشد. با برعکس دلار در مقایسه با پوند در لندن ارزانتر از بازار سنگاپور می باشد، چنان چه از هزینه نقل و انتقال صرفنظر شود، عمل آربیتراژ با سود همراه خواهد بود، به این صورت که پوند در سنگاپور خریداری و در بازار لندن در مقابل دلار فروخته شود. آربیتراژدر بازار تبدیل نقدی (Spot) انجام می شود.


ب ـ هجینگ ارز (Hedging)

Hedging بر خلاف آربیتراژ در بازار سلف (سررسید تسویه بیش از 2 روز کاری) انجام             می شود. کسانی که در آینده دریافت و یا پرداخت ارزی دارند با این خطر مواجه هستند که به دنبال نوسانات نرخ ارزها مبالغ بیشتر یا کمتر با پول داخلی دریافت یا پرداخت نمایند.

با انجام (Hedging) نوسانات آتی نرخ ارزها پوشش داده می شود.

Hedging در بازار بیشتر توسط بانک ها و بازرگان ها مورد استفاده قرار می گیرد.

همان گونه که اشاره شد هجینگ ارز در بازار سلف انجام و در سررسید توافق شده بین طرفین، پرداخت و دریافت انجام می شود. برخلاف سلف که جنبه ی سوداگری نیز دارد، هدف از انجام (Hedging) حذف ریسک نوسانات نرخ ارز در آینده می باشد و باید توجه داشت که با نرخ های توافق شده در سررسید تسویه انجام و نرخ های بازار نقدی (Spot) تعیین کننده نمی باشند.

ج ـ سوداگری ارز (Speculation)

به سوداگری ارز، سفته بازی ارز نیز گفته می شود. سوداگری ارز همان هجینگ (Hedging) ارز می باشد.

با این تفاوت که سوداگر به قصد انتفاع اقدام به خرید و فروش ارز در بازار سلف ارز می نماید.

سوداگری ارز بیشتر در بازار سلف ارز انجام می شود. به طور کلی در حالی که Hedging به قصد پوشش نوسانات نرخ ارز انجام می شود، سوداگر ارز خطر نوسانات نرخ ارز را می پذیرد تا سودی نصیب خود نماید. چنان چه سوداگر ارز نوسانات آتی نرخ ارز را درست پیش بینی کرده باشد سود خواهد برد، در غیر این صورت متضرر خواهد شد. در بازار سلف ارز ممکن است وضعیتی پیش آید که نرخ سلف ارز در سررسید با نرخ نقدی (Spot) ارز برابر باشد که به این وضعیت پار (Par) گفته می شود، یعنی سوداگر ارز سود و یا زیانی متحمل نخواهد شد.

د ـ سوآپ        (Swap transaction)

سوآپ عبارت است از خرید نقدی ارز و فروش همان ارز در بازار سلف ارز یا بالعکس. به عبارت دیگر سوآپ عبارت است از انجام دو معامله ارزی در یک زمان با سررسیدهای متفاوت. خرید نقدی ارز و فروش مدت دار همان ارز و یا خرید وعده دار ارز و فروش نقدی همان ارز. با انجام سوآپ خطر تغییرات نرخ ارز از بین می رود. در عملیات سوآپ درآمد (Income) و هزینه (Cost) وجود دارد. هزینه و درآمد ناشی از نرخ بهره سپرده ارزهای مورد معامله است.

 



[1] - Swift= Society for worldwide inter bank financial telecommunication